افراد — چه کسی را دنبال کنی و چرا
ستونِ «چرا» مهمتر از اسم است. اینها کسانیاند که حرفِ تازه میزنند، نه بازنشرکنندگان.
Dex (Dexter) Horthy
HumanLayer
نویسندهٔ «12-Factor Agents» — نزدیکترین چیز به مانیفستِ این حوزه. از تحلیل ۱۰۰٬۰۰۰ سشن توسعهدهنده مفهوم «dumb zone» را استخراج کرد: میانهٔ ۴۰–۶۰٪ پنجرهٔ کانتکست که در آن recall مدل افت میکند. چارچوب RPI (Research → Plan → Implement) را برای کدبیسهای brownfield ساخت.
اول این را بخوان: 12-Factor Agents + تاکِ Advanced Context Engineering
12-Factor Agents · تاک AI Engineer (ویدیو) · مصاحبه با Pragmatic Engineer
manifestocontextpatterns
Birgitta Böckeler
Thoughtworks (Distinguished Engineer)
جدیترین صدای مهندسیِ نرمافزار در این حوزه — نه هایپ، نه فروش. سریِ «Exploring Gen AI» روی martinfowler.com را مینویسد و اصطلاح harness engineering را برای مخاطبِ مهندسیِ سنتی صورتبندی کرد. اگر فقط یک نفر را دنبال میکنی، این.
اول این را بخوان: Harness engineering for coding agent users
Harness engineering (مقاله) · Harness Engineering — first thoughts · نقشِ مهارتِ توسعهدهنده در agentic coding · سریِ کامل Exploring Gen AI · سایت شخصی
harnessengineering-disciplinemust-read
Simon Willison
مستقل (سازندهٔ Datasette، همبنیانگذار Django)
دقیقترین راویِ روزبهروزِ این حوزه. هر تغییر ابزار/مدل را همان روز تست و مستند میکند. موضعش: خروجیِ ایجنت «کدی است که باید ریویو شود»، نه محصولِ نهایی. بلاگش عملاً نقشِ خبرگزاریِ حوزه را دارد.
اول این را بخوان: Agentic Engineering Patterns
بلاگ · Agentic Engineering Patterns · تاک: Engineering practices that make coding agents work
daily-signalpractitioner
Armin Ronacher
مستقل (سازندهٔ Flask/Jinja، سابقاً Sentry)
عمیقترین نگاه به «طراحیِ ابزار برای ایجنت». اصلِ معروفش: «ابزار باید در برابر یک LLM که مثل chaos monkey اشتباه استفادهاش میکند مقاوم باشد.» اگر MCP یا tool میسازی، این آدم را بخوان.
اول این را بخوان: Agentic Coding: The Future of Software Development
بلاگ · پوششِ Simon از نوشتههایش
tool-designmcppractitioner
Gergely Orosz
The Pragmatic Engineer
لایهٔ سازمانی: چطور تیم و نقشها و استخدام با ایجنتها عوض میشود. پوششِ AI او عملاً یک کتابِ در حال بهروزرسانی دربارهٔ طراحیِ سازمانِ AI-native است. برای سؤالِ «هر فیچر یک مسئول» لایهٔ انسانیاش اینجاست.
اول این را بخوان: The Pragmatic Engineer — AI coverage
خبرنامه · Context engineering with Dex Horthy
org-designleadership
جمعبندیکنندهٔ خوبِ الگوها برای مخاطبِ گسترده؛ نوشتهٔ Agent Harness Engineering او نقطهٔ ورودِ خوبی است اگر میخواهی سریع به تیم توضیح بدهی.
اول این را بخوان: Agent Harness Engineering
Agent Harness Engineering
explaineronboarding
Martin Vechev / SRI Lab (ETH Zürich)
ETH Zürich — Secure, Reliable, Intelligent Systems Lab
منبعِ شواهدِ ضدجهت. گروهِ Gloaguen و همکاران نشان دادند AGENTS.md بهطور کلی نرخ موفقیت را بالا نمیبرد و بیش از ۲۰٪ هزینهٔ inference اضافه میکند. برای اینکه اسیرِ هایپ نشوی، این آزمایشگاه را دنبال کن.
اول این را بخوان: Evaluating AGENTS.md
Evaluating AGENTS.md (arXiv) · صفحهٔ SRI Lab
counter-evidenceacademiamust-read
تیم ACE — Stanford / SambaNova / UC Berkeley
دانشگاهی + صنعتی
مقالهٔ ICLR 2026 «Agentic Context Engineering»: کانتکست را بهجای پرامپتِ ثابت، «playbook در حال تکامل» میبیند با سه نقشِ Generator / Reflector / Curator. دو آسیبِ کلیدی را نامگذاری کرد: brevity bias و context collapse. کد بازمتن است.
اول این را بخوان: Agentic Context Engineering (arXiv 2510.04618)
مقاله · اعلام بازمتنشدن
researchself-improvingopen-source
نوشتهٔ ۱۱ فوریهٔ ۲۰۲۶ او اصطلاح harness engineering را رسمی کرد — بر پایهٔ تجربهٔ عرضهٔ یک اپلیکیشن تولیدی بدون یک خط کدِ دستی.
اول این را بخوان: نوشتهٔ harness engineering
مرورِ ثانویه
originharness
پیشروترین پیادهسازیِ تجاریِ «حلقهٔ بسته با تلهمتریِ تولید». ادعای متمایزکنندهشان: تشخیصهایی که با تحلیلِ ایستای کد ممکن نیست، و خودکارکردنِ قدمِ verify. MCP server دارند تا ایجنتِ محلیات به همان حلقه وصل شود.
اول این را بخوان: Seer: debug with AI at every stage
معرفی Seer · مستندات
closed-looptelemetryproduct
تیم DORA (Google Cloud)
Google Cloud
تنها منبعِ سنجشِ سازمانیِ بزرگمقیاس. یافتهٔ محوری: AI «تقویتکننده» است — روی تیمِ قوی چندبرابر میکند و روی فرایندِ شکسته ضعف را بزرگ. هر ادعایی دربارهٔ ROI را با گزارشِ اینها بسنج.
اول این را بخوان: ROI of AI-assisted Software Development
dora.dev/ai · Insights
measurementevidence
استانداردها و پروتکلها
هیچ استانداردِ رسمیِ ISO/IEEE وجود ندارد. آنچه هست، همگراییِ عملیِ ابزارسازان است.
AGENTS.md
استانداردِ باز — تنها موردی که واقعاً بین ابزارها مشترک شده
یک فایل مارکداون در ریشهٔ ریپو که به ایجنت میگوید چطور بیلد/تست/ولیدیت کند.
پذیرندگان: GitHub Copilot coding agent، Codex، Cursor و اکثر ابزارهای دیگر
هشدار: شواهدِ تجربی میگوید بهتنهایی نرخ موفقیت را بالا نمیبرد و هزینه را +۲۰٪ میکند. ارزشش در «قابلِ اجرا بودن» است نه در «توصیفی بودن».
منبع
MCP (Model Context Protocol)
پروتکلِ جاافتاده
استانداردِ اتصالِ ابزار و منبعِ داده به ایجنت. لایهٔ «دسترسی» در معماریِ تو.
پذیرندگان: Anthropic، OpenAI، Sentry، اکثر ابزارهای observability
هشدار: پروتکل استاندارد است ولی طراحیِ خودِ ابزار نیست — «chaos monkey safety» کارِ توست.
منبع
OpenTelemetry — GenAI semantic conventions
در حال تثبیت
قراردادِ نامگذاریِ متریک و trace برای ایجنتها: توکن، هزینه، tool call، approval، latency.
پذیرندگان: Claude Code، Codex، GitHub Copilot همه OTel منتشر میکنند؛ CloudWatch مصرفش میکند.
هشدار: این ستونِ فقراتِ «سنجشِ ایجنت» است. اگر ایجنتت OTel نمیدهد، کور پرواز میکنی.
منبع
Spec-Driven Development (SDD)
الگوی غالب، چند پیادهسازیِ رقیب
قبل از کد، سه مصنوعِ نسخهبندیشده: requirements → design → tasks، بهعلاوهٔ یک constitution.md برای قوانینِ تغییرناپذیرِ پروژه.
پذیرندگان: GitHub Spec Kit (~۱۱۵ هزار ستاره در ~۴ ماه)، AWS Kiro (نُتاسیون EARS)، OpenSpec، BMAD-METHOD
هشدار: خطرِ اصلی: تبدیلشدن به مراسمِ اداری. spec باید executable باشد نه تزئینی.
منبع
12-Factor Agents
مانیفستِ اجتماعی (نه استانداردِ رسمی)
۱۲ الگو برای تبدیلِ دموی ایجنت به سیستمِ تولیدی. سه اصلِ محوری: پرامپتهایت را مالک باش، پنجرهٔ کانتکستت را مالک باش، control flow را مالک باش.
پذیرندگان: بهشکلِ گسترده بهعنوان مرجع سایت میشود؛ پایهٔ کارِ HumanLayer
هشدار: برای ایجنتهای LLM عمومی نوشته شده، نه اختصاصاً coding agent — ولی نزدیکترین چیز به قانوننامه است.
منبع
مقالاتِ کلیدی
ستارهدارها بیشترین ربط را به معماریِ «لاگِ تولید ← ایجنت» دارند.
Agentic Harness Engineering: Observability-Driven Automatic Evolution of Coding-Agent Harnesses
arXiv:2604.25850
★ نزدیکترین مقاله به کاری که تو داری میکنی. حلقهٔ بستهای که خودِ هارنس را با مشاهدهپذیری تکامل میدهد. اگر یکی را میخوانی، این.
- سه ستونِ مشاهدهپذیری: component observability (هر جزءِ قابلویرایشِ هارنس نمایشِ فایلمحور دارد و برگشتپذیر است)، experience observability (میلیونها توکنِ trace به یک پیکرهٔ شواهدِ لایهای و قابلِ drill-down تقطیر میشود)، decision observability (هر ویرایش با یک پیشبینیِ صریح ثبت میشود و دور بعد راستیآزمایی میشود).
- ده تکرار، pass@1 روی Terminal-Bench 2 را از ۶۹٫۷٪ به ۷۷٫۰٪ رساند — بالاتر از هارنسِ انسانساختهٔ Codex-CLI (۷۱٫۹٪).
- هارنسِ فریزشده به SWE-bench-Verified منتقل میشود — یعنی یادگیری روی تسکِ خاص overfit نشده.
- اجزایی که تکامل مییابند: پرامپت سیستمی، توضیح ابزار، پیادهسازیِ ابزار، middleware، skillها، سابایجنتها، حافظهٔ بلندمدت.
arXiv · کد
Evaluating AGENTS.md: Are Repository-Level Context Files Helpful for Coding Agents?
arXiv:2602.11988
★ شواهدِ ضدجهت. قبل از اینکه روی نوشتنِ فایل کانتکست وقت بگذاری بخوانش.
- فایلِ کانتکست بهطور کلی نرخِ موفقیتِ تسک را بالا نمیبرد، ولی بهطور میانگین بیش از ۲۰٪ هزینهٔ inference اضافه میکند.
- این یافته در مدلهای مختلف، ایجنتهای مختلف، و هم برای فایلِ تولیدشده با LLM و هم فایلِ نوشتهٔ توسعهدهنده برقرار است.
- تحلیلِ trace: ایجنتها دستورها را دنبال میکنند — بیشتر تست میزنند، بیشتر فایل جستوجو و مطالعه میکنند، و اگر ابزارِ مخصوصِ ریپو نام برده شده باشد از آن استفاده میکنند. یعنی «رفتار» عوض میشود ولی «نتیجه» نه.
- AGENTBENCH: مجموعهٔ ارزیابیِ جدید با ۱۳۸ تسکِ واقعیِ پایتون از ریپوهای کمترشناختهشده.
نتیجهٔ عملی: فایلِ کانتکست را «توصیفنامه» نکن؛ «قرارداد اجرایی» کن — دستور بیلد، دستور تست، شرطِ پذیرش. چیزی که ایجنت میتواند اجرا کند و شکستش قابلمشاهده است.
arXiv
Harness Engineering for Agentic AI Coding Tools: An Exploratory Study
arXiv:2602.14690
پایهٔ تجربیِ اینکه بقیهٔ دنیا واقعاً چطور ایجنتها را کانفیگ میکند.
- هشت مکانیزمِ کانفیگ شناسایی شد — از کانتکستِ ایستا تا یکپارچهسازیِ اجرایی و بیرونی.
- پیمایشِ تجربی روی ۲٬۸۵۳ ریپوی گیتهاب، شاملِ Claude Code، GitHub Copilot، Cursor، Gemini و Codex.
- AGENTS.md نقطهٔ شروعِ طبیعی است، ولی بلوغِ واقعی در مکانیزمهای اجرایی (هوک، اسکریپت، ابزار) است نه فایلِ متنی.
arXiv
Agentic Context Engineering: Evolving Contexts for Self-Improving Language Models (ICLR 2026)
arXiv:2510.04618
الگوی Generator/Reflector/Curator را میشود مستقیم روی حلقهٔ لاگهای تو پیاده کرد.
- کانتکست را «playbook در حال تکامل» میبیند که راهبردها را انباشته، پالایش و سازماندهی میکند.
- دو آسیبِ نامگذاریشده: brevity bias (خلاصهسازی که بینشِ دامنه را دور میریزد) و context collapse (بازنویسیِ مکرر که جزئیات را میفرساید).
- بهجای بازنویسیِ کاملِ کانتکست، delta update موضعی — ارزانتر و بدونِ فرسایش.
- +۱۰٫۶٪ روی بنچمارکهای ایجنتی و +۸٫۶٪ روی مالی، با کاهشِ چشمگیرِ latencyِ تطبیق و هزینهٔ rollout.
arXiv · کد/بلاگ
Mind the Metrics: Patterns for Telemetry-Aware In-IDE AI Application Development using MCP
arXiv:2506.11019
معماریِ «تلهمتریِ تولید → MCP → ایجنت» که تو ساختی، اینجا الگوی نامگذاریشده دارد.
- الگوهای اتصالِ متریکِ تولید به ایجنتِ داخلِ IDE از طریق MCP.
- تز: بدون تلهمتری منبعِ حقیقتی وجود ندارد؛ trace مستندِ واقعیِ رفتارِ سیستم است.
arXiv
Agentic Coding Needs Proactivity, Not Just Autonomy
arXiv:2605.06717
نقدِ مفیدی بر تعریفِ سادهٔ «خودمختاری» — ایجنتی که فقط دستور اجرا میکند کافی نیست.
- تمایزِ autonomy (اجرای بینظارت) از proactivity (تشخیصِ اینکه چه کاری باید انجام شود).
arXiv
شکافها — از سشنِ فعلی تا مسئولِ خودمختارِ فیچر
چکلیستِ عملی. هر بند یک «سنجه» دارد که میشود همین امروز جوابش را داد.
1قرارداد اجرایی، نه توصیفنامه
AGENTS.md / constitution.md بنویس ولی طبقِ یافتهٔ ETH، محتوایش باید «اجراشدنی» باشد: دستور بیلد، دستور تست، شرطِ پذیرش، و مرزهای غیرقابلعبور. متنِ توصیفی فقط هزینه اضافه میکند.
سنجه: اگر خطی از فایل را نمیشود به یک دستورِ shell یا یک تستِ شکستخور نگاشت، حذفش کن.
گرانترین قدمِ حلقه. هر باگی که ایجنت ساخت باید بلافاصله به یک eval دائمی تبدیل شود (الگوی «evals from your own failures»). eval باید روی traceهای واقعیِ تولید اجرا شود، نه فقط تستِ واحد.
سنجه: تعدادِ evalهایی که از شکستِ واقعی متولد شدهاند — اگر صفر است، حلقه بسته نیست.
3بودجه و هزینه بهازای تسکِ تکمیلشده
متریکِ استانداردِ نوظهور cost-per-completed-task است. بدونش نمیتوانی دو ایجنت را مقایسه کنی یا سقف بگذاری. CloudWatch Coding Agent Insights همین را از OTel میسازد.
سنجه: آیا میتوانی بگویی فیچرِ X چند دلار خرج برداشت؟
در ادبیاتِ AHE این «component observability» است: هر جزءِ قابلویرایش باید revertible باشد. الگوی release-based deploy با rollback سهثانیهای که در widaco داری دقیقاً همین است — به این فیچر هم ببرش.
سنجه: بدترین کارِ ممکنِ ایجنت، در چند ثانیه برمیگردد؟
5هویت و least-privilege مجزا برای ایجنت
الگوی Agent Registry: هویتِ مستقل، مالکیتِ سرویسِ مشخص، سقفِ توکن، و ردِ حسابرسی. اکانتِ deploy که از root قفل شده الگوی درستی است — همان را برای ایجنت تکرار کن.
سنجه: اگر ایجنت compromise شود، حداکثر خسارت چیست؟
6پیشبینیِ ثبتشده برای هر تغییر
ابتکارِ اصلیِ AHE: «decision observability» — ایجنت پیش از هر ویرایش پیشبینی میکند چه اثری خواهد داشت، و دورِ بعد آن پیشبینی با نتیجهٔ واقعی مقایسه میشود. این تنها راهِ attribution است.
سنجه: میتوانی بگویی کدام تغییرِ هارنس باعثِ بهبود شد؟ اگر نه، داری کور تیونینگ میکنی.
دو آسیبِ نامگذاریشدهٔ ACE: brevity bias و context collapse. راهحلشان delta update موضعی بهجای بازنویسیِ کاملِ کانتکست. حافظهٔ ایجنتِ تو نباید هر بار از نو خلاصه شود.
سنجه: آیا جزئیاتی که سه ماه پیش یاد گرفتی هنوز در کانتکست هست؟
8پرهیز از منطقهٔ کور کانتکست
یافتهٔ Horthy از ۱۰۰٬۰۰۰ سشن: میانهٔ ۴۰–۶۰٪ پنجرهٔ کانتکست منطقهای است که recall افت میکند. پر کردنِ پنجره با «همهٔ لاگها» ضدِ هدف است — انتخابِ هوشمندانه لازم است نه انباشت.
سنجه: آیا کانتکست را پر میکنی یا انتخاب میکنی؟